شعر یاس


شعر من همیشه نیمه کاره است

بمناسبت بزرگداشت خیام

از تن چو برفت جان پاک من و تو خاک دگران شود مغاک من و تو
زین پس ز برای خشت گور دگران در کالبدی کشند خاک من و تو
   

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٩

شعری از معینی کرمانشاهی

ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازیها

من یکرنگ بیزارم، از این نیرنگ بازیها

زرنگی، نارفیقا! نیست این، چون باز شد دستت

رفیقان را زپا افکندن و گردن فرازیها

تو چون کرکس، به مشتی استخوان دلبستگی داری

بنازم همت والای باز و، بی نیازیها

به میدانی که می بندد پای شهسواران را

تو طفل هرزه پو، باید کنی اینترکتازیها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غیر از این حاصل

من و از کس بریدنها، تو و ناکس نوازیها

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۳

شعری از ایرج عزیز

گویند که انگلیس با روس

کرده است عهدی تازه امسال


کاندر پلتیک هم در ایران

زین پس نکند هیچ اهمال


افسوس که کافیان این ملک

بنشسته و فارغند از این حال


کز صلح میان گربه و موش

بر باد رود دکان بقال

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٥

شعری از دوستی عزیز

 

 

روزی که تو رفتی همه جا شب می زد

بغضی به گلویِ من مرتب می زد

 انگار تمامِ خانه با من قهر است

 حتی در و بامِ خانه با من قهر است

 با اینکه هنوز پاسی از شب مانده

 من ماندم و این تختِ مرتب مانده

 من ماندم و این قابِ بدونِ صاحب

 یک عالمه اسبابِ بدونِ صاحب

 رویِ همه چیز بویِ دستت مانده

 انگار که خانه تویِ دستت مانده !

 از پیرهنی که رویِ میز افتاده

تصویر زنی به رویِ میز افتاده

تا من باشم سعی کنم جا نزنم

تا گوشه ی جانماز را تا نزنم

تا گیر به روسری و مویت نکنم

 وقتی برسی مدام بویت نکنم

مجموعه ی شعری که ندادم گم شد

یک قسمتی از حجمِ سوادم گم شد !!

انگار که با تمامِ دنیا قهرم

 انگار طلب کارِ تمامِ شهرم

موجی تو که بر شهرِ خرابم زده ای

شعری که میانِ موجِ خوابم زده ای

ناخواسته من واردِ این جنگ شدم

 از رفتنِ ناگهانی ات منگ شدم

بد عهدی ، این زمانه قانون شده است

 رفتن ها بی بهانه قانون شده است

 در فکر فرو می روم و خیره به ماه

 هر چند دقیقه هم به عکسِ تو نگاه

با پیرهنی که نیمه باز آمده ای

با قصدِ شکستنِ نماز آمده ای !

 از بس که علاقه داشتی تا بروم

راضی بشوم به رفتنت یا بروم -

 باز آمده ام خانه خرابم بکنی

 با جمله ی دیگری جوابم بکنی

ای کاش ببینی که چه با من کردی

با من نه ، به آدمیت اصلا کردی

با عذر تراشی هم فرقی نکند

آنقدر که باشی هم فرقی نکند

 یک دخترِ لوس ، قهر هم باشد ؛ وای

یک شاهِ دگر به شهر هم باشد ؛ وای

                                      مجید پارسا

واقعا اشنایی با این شاعرعزیز برایم یک افتخار  وحادثه بزرگی است


   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۸

از سعدی بزرگوار

بمناست اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی رحمت الله علیه

حکایت

 یکی از عرفا پهلوانی را دید که بسیار خشمگین است. از کسی پرسید که چرا پهلوان اینقدر ناراحت است؟ جواب شنید که کسی به او فحش داده است. گفت: این چه پهلوانی است که می تواند هزار من سنگ را از زمین بردارد ولی طاقت شنیدن یک حرف بی ربطی را ندارد؟
لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار
عاجز نفس فرومایه، چه مردی، چه زنی
گرت از دست برآید دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی...

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱

شعری از فری ناز ارین فر

می خواهم بگذرم،
بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم
تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم
ساختم و تو خراب کردی
و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،
برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم
برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌
خودم را
که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم
چگونه پرواز را دوست داشتم
و تو را
که بالهای مرا شکستی
همچون قلبم

می خواهم بگذرم،
از تو
از عشق ویران کننده ی تو
از منی که با تو بوجود میامد
و چه غریب بود

قلب این پرنده امروز از پیش تو پرواز خواهد کرد

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٥

کوتاه در مورد مرحوم محمد مختاری

محمد مختاری

محمد مختاری زاده در روز ۱ اردیبهشت سال ۱۳۲۱ به دنیا آمد و در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ خورشیدی در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای ترور شد. وی از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان معاصر ایران بود. از مختاری دو فرزند به نام‌های سیاوش و سهراب به جا مانده است که حاصل ازدواج وی با مریم حسین‌زاده است

    

وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. از اعضای کانون نویسندگان ایران و همچنین عضو هیأت دبیران آن بود. او در پاییز ۱۳۷۷ ترور شد. ترور او، محمدجعفر پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری به قتلهای زنجیره‌ای معروف شد و مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای اعتراف کردند که این قتل‌ها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفته‌است.

مختاری آثاری در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.


پیشانی از هجوم وقاحت کبود می‌شود

وقتی که بر مزار شهیدان عبور می‌کنند

وقتی که سینهٔ هوا را می‌شکافند

و باد جامه‌هاشان

بر شعار دیواره می‌دمد.

اینان که جامه‌های عزا را به‌عاریت

پوشیده‌اند

از قعر چشم خلق

میراث روشنای شهیدان را

بیرون می‌کشند

گـُل در نهیب تند گلوله شکفت

و اکنون کنار سنبله‌ها

اندام‌های کاکتوسی

سر بر کشیده‌اند.

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۸:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۸

شعری از خانم دکتر نظر اهاری

مثل نامه ای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمی شوی
**
جعبه جواهری
قفل نیستی ولی
وا نمی شوی
**
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
**
من تلاش می کنم بگیرمت
طعمه می شوم ولی
تو نهنگ می شوی
مثل کرم کوچکی مرا
تند و تیز می خوری
تور می شوم
ماهی زرنگ حوض می شوی
لیز می خوری
***
آفتاب را نمی شود
توی کیسه ای
جمع کرد و برد
*
ابر را نمی شود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابرهم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود
***
پس تو ابر باش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبیه کهکشان شوم
***
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچ چیز جا نمی شوی
تو کنار من کنار او ولی
تو تویی و هیچ وقت
ما نمی شوی

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٤
← صفحه بعد